نشست سه روزه سران ناتو كه چندي پيش در بخارست پايتخت روماني با شركت رهبران ۲۶عضو آن برگزار شد در زمره بزرگترين گردهماييهاي تاريخ سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) قرار دارد.
به عقيده تحليلگران نظامي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، هنري و ورزشي، در اين نشست، تنها مسئلهاي كه مورد بررسي كارشناسي قرار نگرفت، آخرعاقبت روابط سازمان نظامي، سياسي ، نظامي، اجتماعي و نظامي ناتو با روسيه و باقي اراذل موجود در منطقه بود و همچون ديگر نشستهاي بينالمللي به جمهوري اسلامي ايران بد و بيراه بسيار گفته شد و حضار را نشاط فراوان حاصل آمد!!
برخي از وقايع مهم در طول ۵۹سال فعاليت ناتو:
- در واشنگتن قراردادي براي تاسيس ناتو به امضا ميرسد. اين چند كشور و اون چند كشور ديگر با امضاي تفاهمنامهاي موافقت ميكنند كه حمله نظامي به هركدام از كشورهاي عضو، حمله به ديگر كشورهاي عضو اين تفاهمنامه تلقي ميشود. مگر اينكه خلافش ثابت شود! (۴آوريل ۱۹۴۹ميلادي)
- شارل دوگل رييس جمهور فرانسه اعلام ميكند كه «ما ديگه نيستيم! شما خيلي جِر ميزنيد!» (۱۰مه ۱۹۶۶ميلادي) فرانسه در سال ۱۹۹۳ میلادي بارديگر به تشكيلات فرماندهي ناتو بازمي گردد: منم بازي! منم بازي!
- پايان جنگ سرد. ناتو و پيمان ورشو بصورت مشترك بيانيهاي در مورد رفع اختلاف در روابط بينالمللي منتشر ميكنند و هشت ماه بعد پيمان ورشو منحل اعلام ميشود!! ( ۱۹نوامبر۱۹۹۰ميلادي)
- ناتو درگير ميشود، حمايت ميكند، تفاهمنامه امضا ميكند و كلا خوش است براي خودش! (۱۶ دسامبر ۱۹۹۵ میلادی)
- ناتو حملات نظامي خود را عليه يوگسلاوي سابق، بدون مجوز سازمان ملل و به دليل مساله كوزوو* شروع ميكند. البته بعدها به چند جاي ديگر هم بی اجازه حمله ميكند كه خب براي آنها هم ميشود دليل تراشيد. (۲4مارس ۱۹۹۹ميلادي)
-مگر ميشود فرداي يازده سپتامبر باشد و ناتو بيخيال لَم بدهد و چيپس و ماستش را بخورد؟ پس براي اولين بار با اشاره به اساسنامه خود(!)، سيستم كنترل هشداردهنده** در آمريكا مستقر ميكند و جامعهي جهاني، كف و سوت تحويلش ميدهد. در واقع از اينجا بود كه ناتو پدر جامعهي جهاني را در آورد! (۱۲سپتامبر ۲۰۰۱ميلادي)
- ناتو افغانستان را آسفالت ميكند. (۱۱اوت ۲۰۰۳ميلادي)
- با فشارهاي ايالات متحده امريكا، اعضاي ناتو به ۲۶عضو افزايش مييابد.*** (۲آوريل ۲۰۰۴ميلادي)
- وزيران خارجه كشورهاي عضو ناتو طرح كندن آسفالتهاي افغانستانِ آسفالتشده را ميپذيرند و نيروهاي جديد تازه نفس به اين كشور اعزام ميكنند! پس از اين اتفاقات، كارگران زحمتكش افغاني رسما كمآوردگي خود را اعلام ميكنند! (۸دسامبر ۲۰۰۵ميلادي)
...
(از اشاره به ديگر فعاليتهاي اين سازمان به دليل ترس از محكوم شدن به «توهم توطئه» پرهيز به عمل مي شود کردیم شدزجگ!****)
* احتمالا باید یکی از مسائل سخت انتگرال باشد!
** راستش من هم نمیدانم این سیستم چطور کار میکند ولی یحتمل از ترمز ABS هم پیچیدهتر است!
*** واقعا که این برهه از فعالیتهای ناتو خیلی بیمزه بوده است!
**** نه که فکر کنید کم آوردهامها! نه! اصلا! ابدا!
با تشكر از ايرنا
برای گلشیفته فراهانی (که در مصاحبه با ماهنامهی فاخر(!) «رويش» گفته بود: «فقط كار فرهنگي ميكنم»):
آن مرغ پريچهر خوشآهنگ تويي!
آن را كه كند آب، دل سنگ تويي
اينها همه يك طرف، مهمتر اينكه
مقصود هنر، منجي فرهنگ تويي!
براي مهران مديري، مرد هزار چهره:
ديدند همه، اين سريالت تا ته
دادند به تو نمره: نه و نيم از ده
در هفتهي پيش، بنده هر جا رفتم
هر كس كه رسيد، گفت: بهبه، بهبه!
این هم قسمتی(!) از کامنت جناب بدپیله:
گلشيفته جان منجي فرهنگ شده ست؟!
پس با من و توعجب هماهنگ شده ست!
برخيز كه في الفور به سنگر برويم
چون باز عليه ما سه تا جنگ شده ست!
اي مرد هزار چهره خيلي ممنون!
نه يك و نه ده ؛ كه صد تريلي ممنون!
زين طنز خفن، به لانه ي مورچگان
انداخته اي به راه، سيلي،ممنون!
از قرار معلوم آی دی بنده (razeghi_y2004) هک شده و تبعا هر ایمیل و آفی که از این آدرس برای دوستان ارسال بشه هیچ ربطی به بنده نداره. من همینجا همه چیز رو تکذیب می کنم!
سعی می کنم هر کسی رو که قبلا توی ادلیستم داشتم دوباره اد کنم ولی اگر یادم رفت خودتون زحمت اد کردن منو بکشید. یا لا اقل با کامنت یادآوری کنید. ممنون.
آی دی جدید: mohammadrazeghi@yahoo.com
جمعه/۲۴ اسفند ۸۶/ساعت ۱۲:۳۸ بامداد/
شايد دو ماه ميشود كه مطلبي ننوشتهام. نه اينكه در وبلاگ ننوشته باشم، هيچ جا! الآن هم كه مينويسم مستقيم داخل بلاگفا تايپ ميكنم. پس اگر مشكل فني و نگارشي و غلط املايي ديديد علتش همين مستقيم نوشتن است.
در اين پنج شش ماه و خصوصا در اين دو ماه اخير، مشغول آماده كردن اولين و تنها نشريهي طنز هنر و ادب پايداري بوديم و هر كس كه دستي در اين گونه كارها دارد ميداند كه چقدر سخت و اعصاب خرد كن -والبته لذت بخش- است كار نشريه.
و بالاخره كار تمام شد. تمام تمام كه نه. راستش الآن كه در حال نوشتن اين مطلب هستم "خمپاره"در چاپخانه در حال اينسو و آنسو رفتن است و انشاءالله به زودي چاپ و منتشر ميشود.
(خيلي بيريخت شد اين مطلبي كه نوشتم. بي سر و تهتر از هميشه!)
چند عذرخواهي و بعد هم معرفي خمپاره...
اول از حامد تاملي -سردبير صفحهي طنز لوح- كه دو ماه تمام برايش امروز و فردا كردم عذر ميخواهم. هرچند ميدانم نوشتههاي من براي لوح، اگر از اعتبارش كم نكند، مسلما چيزي هم به آن اضافه نخواهد كرد. (حاجي! قول ميدم از بعد عيد ديگه...!)
دوم از حسين ظريف كه منصوب شدنش به سردبيري ستون آزاد مصادف شد با تنبليهاي من عذر ميخواهم.
و در آخر هم از دوستاني كه به دور از روابط سرد اينترنتي، حال و احوالم را جويا شدند و از نبودنهايم پرسيدند ممنونم و انگار بايد از آنها هم عذرخواهي كنم!
و اما معرفی خم پاره:

همین! ساعت یک بامداد است و ظهر فردا (یعنی امروز!) عازمیم. عید مبارک و تا اوایل سال بعد عرضی نیست.
تو بهترین و بزرگترین مربی تاریخ را برای من فرستادی
و من
آنقدر بی اراده ام
که همچنان در یک چهارم نهایی
بازی را به شیطان واگذار می کنم!
داخل پرانتز: مدت ها پیش با دو سه تا از رفقا بیراهه را به راه انداختیم و هفته ای یکی دو بار با عکس هایی که انصافا برای خود من جالب توجه بودند به روزش کردیم. راز پا نگرفتنش چه است نمی دانم. شاید به خاطر این باشد که رفتن به بیراهه کمی ترسناک است!
در هر صورت اگر کمکی از دستتان بر آمد -از لینک و کامنت دادن گرفته تا فرستادن عکس و غیره- سخت محتاجش هستیم! شماره حساب ۳۴۳۴ بانک ملی ایران شعبه ی اسکان!!!
خداوندا!



















