جمعه/۲۴ اسفند ۸۶/ساعت ۱۲:۳۸ بامداد/
شايد دو ماه ميشود كه مطلبي ننوشتهام. نه اينكه در وبلاگ ننوشته باشم، هيچ جا! الآن هم كه مينويسم مستقيم داخل بلاگفا تايپ ميكنم. پس اگر مشكل فني و نگارشي و غلط املايي ديديد علتش همين مستقيم نوشتن است.
در اين پنج شش ماه و خصوصا در اين دو ماه اخير، مشغول آماده كردن اولين و تنها نشريهي طنز هنر و ادب پايداري بوديم و هر كس كه دستي در اين گونه كارها دارد ميداند كه چقدر سخت و اعصاب خرد كن -والبته لذت بخش- است كار نشريه.
و بالاخره كار تمام شد. تمام تمام كه نه. راستش الآن كه در حال نوشتن اين مطلب هستم "خمپاره"در چاپخانه در حال اينسو و آنسو رفتن است و انشاءالله به زودي چاپ و منتشر ميشود.
(خيلي بيريخت شد اين مطلبي كه نوشتم. بي سر و تهتر از هميشه!)
چند عذرخواهي و بعد هم معرفي خمپاره...
اول از حامد تاملي -سردبير صفحهي طنز لوح- كه دو ماه تمام برايش امروز و فردا كردم عذر ميخواهم. هرچند ميدانم نوشتههاي من براي لوح، اگر از اعتبارش كم نكند، مسلما چيزي هم به آن اضافه نخواهد كرد. (حاجي! قول ميدم از بعد عيد ديگه...!)
دوم از حسين ظريف كه منصوب شدنش به سردبيري ستون آزاد مصادف شد با تنبليهاي من عذر ميخواهم.
و در آخر هم از دوستاني كه به دور از روابط سرد اينترنتي، حال و احوالم را جويا شدند و از نبودنهايم پرسيدند ممنونم و انگار بايد از آنها هم عذرخواهي كنم!
و اما معرفی خم پاره:

همین! ساعت یک بامداد است و ظهر فردا (یعنی امروز!) عازمیم. عید مبارک و تا اوایل سال بعد عرضی نیست.

